غلامحسين محرمى
74
تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )
درس هفتم سكوت امير مؤمنان عليه السّلام اكنون بايد ديد چرا على عليه السّلام پس از سقيفه و آغاز حكومت ابو بكر از حق مسلم خود صرفنظر كرد ؟ و چرا پس از اطمينان به بىتأثيرى احتجاجها و استدلالهاى چند ماهه ، جنگ مسلحانه نكرد ؟ باتوجه به اينكه عدهاى از بزرگان اصحاب پيامبر ، طرفدار جدى آن حضرت بودند و عامهء مردم مسلمان نيز مخالفتى با آن جناب نداشتند ، بهطور كلى مىتوان گفت ، كه امير المؤمنين على عليه السّلام مصلحت اسلام و مسلمانان را در نظر گرفت و سكوت اختيار كرد . چنان كه در خطبه شقشقيه مىفرمايد : « . . . من رداى خلافت را رها ساختم و دامن خود را از آن درپيچيدم ( كنار رفتم ) . در حالى كه در اين انديشه فرو رفته بودم كه آيا با دست تنها ( بدون ياور ) بپاخيزم ؟ و يا در اين محيط پر خفقان و ظلمتى كه پديد آوردهاند ، صبر كنم . محيطى كه پيران را فرسوده ، جوانان را پير و مردان باايمان را تا واپسين دم زندگى به رنج وا مىدارد . ( عاقبت ) ديدم بردبارى و صبر ، به عقل و خرد نزديكتر است ، ازاينرو شكيبايى ورزيدم . ولى به كسى مىماندم كه خار در چشم و استخوان در گلو دارد . با چشم خود مىديدم ، ميراثم را به غارت مىبرند » « 1 » . البته باتوجه به سخنان آن حضرت ، مىتوان به علل و عوامل جزئى ديگرى در مورد سكوت ايشان اشاره كرد :
--> ( 1 ) . فسدلت دونها ثوبا و طويت عنها كشحا و طففت أرتئى بين ان اصول بيد جذّآء او أصبر على طخية عمياء يهرم فيها الكبير ، و يشيب فيها الصّغير ، و يكدح فيها مؤمن حتّى يلقى ربّه ! فرايت انّ الصّبر على هاتا احجى ، فصبرت و فى العين قذى ، و فى الحلق شجى ، أرى تراثى نهبا ( نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، خطبه